عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

45

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

يا أمّ غيلان لقيت شرّا * لقد فجعت مقترا مغبرّا يبرّ بيت اللّه فيمن برّا * لاقيت نجّارا يجرّ جرّا بالفأس لا يبقى على ما اخضرّا يعنى : اى خار مغيلان خير نبينى كه هر بينواى خاكسارى را كه مىخواست در شمار حاجيان به حج رود آزرده و دردمند گردانيدى ، گرفتار تيشهء چوب بر و نجّار شوى كه هيچ رستنى و گياهى را باقى نمىگذارد « 1 » . امّ الفضائل . كنيهء دانش است . أمّ القرى . مقصود آتش است و در اوصاف آن - صاحب ذات الحلل - چنين گفته : لابدّ منها فى الشّتاء و الصّيف * لا سيمّا عند نزول الضيف يعنى : در زمستان و تابستان - بويژه هنگامى كه مهمان درآيد - از آن گريزى نيست . . . أمّ القرى . چون سخن از جزيرة العرب برود ، منظور مكّه است ، و چون در سرزمينهاى ديگر گويند ، منظور بزرگترين و پرجمعيّت‌ترين شهرهاست ، مانند بصره كه امّ العراق خوانند ، و مرو كه امّ خراسان خوانده مىشد . به اصل هر چيز نيز « امّ » آن چيز گويند ، از آن روى است كه به پيامبر ( ص ) « امّىّ » گفته شد كه به امّ القرا - يعنى مكّه - منسوب بود . بعضى نيز گفته‌اند ، از آن روى « امّىّ » گفته شده كه به عربهايى كه خواندن و نوشتن نمىدانستند ، نسبت داشت ، از آن است كه به شخص درس نخوانده ، امّىّ گويند . أمّ قسطل - امّ قشعم . أمّ قشعم . عبارت است از مرگ و جنگ و مصيبتى بزرگ . زهير در شعر خود مرگ را خواسته : لدى حيث ألقت رحلها أمّ قشعم يعنى : آنجا كه مرگ رحل اقامت افكند . گاه نيز به جنگ ، « امّ قسطل » گفته‌اند .

--> ( 1 ) - از افاضات استاد دكتر سيد جعفر شهيدى . ( م ) .